
خاطرات یک رزمنده سیستانی از هشت سال دفاع مقدس؛
معلم روستایی؛ از کلاس درس تا خط مقدم
4 مهر 1405 ساعت 11:17
روایت رزمنده هشت سال دفاع مقدس معلمی روستایی و پدر یک فرزند، در ۲۱ سالگی دل از کلاس درس و خانواده کند و راهی جبهه شد؛ سفری پر از دلتنگی، ایثار و روزهای سختی که خاطرات ماندگار دفاع مقدس را برایش رقم زد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «استالپرس»، به نقل از اوشیدا، محمدرضا حیدرینسب با اشاره به شکلگیری انقلاب اسلامی و حوادث سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب، بیان کرد: انقلاب اسلامی در امتداد مسیر بعثت انبیا و حرکت ائمه (ع) شکل گرفت و مقدمات آن از سال ۱۳۴۲ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.
شکلگیری توطئه دشمنان علیه انقلاب اسلامی
این رزمنده دفاع مقدس ادامه داد: در چنین شرایطی، رژیم بعث عراق به رهبری صدام حسین، با استفاده از شرایط آشفته منطقه و ضعف ساختار نظامی ایران، زمینه تجاوز به کشورمان را فراهم کرد و در نهایت در ۳۱ شهریورماه سال ۱۳۵۹ جنگ تحمیلی آغاز شد.
حیدرینسب با اشاره به انگیزههای رژیم بعث عراق، تصریح کرد: اختلافات مرزی، مسئله اروندرود و قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر از جمله زمینههایی بود که صدام از آنها برای توجیه اقدامات خود استفاده کرد، اما هدف اصلی دشمن، ضربهزدن بهنظام نوپای جمهوری اسلامی بود.
از زندگی روستایی تا سنگرهای دفاع مقدس
این رزمنده با بیان خاطرات خود از دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در آن سالها معلم بودم و در کنار کار آموزشی، در بسیج نیز فعالیت داشتم. شرایط زندگی نیز بهگونهای بود که در روستا زندگی میکردیم و پس از فوت پدرم، مسئولیت خانواده و پنج برادر بر عهده من بود.
وی افزود: در همان شرایط ازدواج کرده بودم و صاحب فرزند بودم، اما احساس تکلیف در برابر جنگ و انقلاب باعث شد تصمیم بگیرم راهی جبهه شوم.
آغاز مسیر رزمندگی از ۲۱ سالگی
حیدرینسب بیان کرد: نخستین اعزام من در سال ۱۳۶۱ و در ۲۱ سالگی انجام شد. همراه تعدادی از دوستان که بعدها به شهادت رسیدند، برای آموزش به کرمان رفتیم و در آنجا با نیروهای لشکر ثارالله و فرماندهانی همچون شهید حاجقاسم سلیمانی آشنا شدیم.
وی ادامه داد: پس از پایان آموزش، در یکی از گردانهای لشکر ثارالله و زیرمجموعه تیپ حزبالله سازماندهی شدیم. در آن دوران معمولاً اعزام نیروهای بسیجی سهماهه بود؛ ماه نخست برای اعزام و سازماندهی، ماه دوم برای آموزش و آمادگی و ماه سوم برای حضور در عملیات.
والفجر مقدماتی؛ نخستین تجربه حضور در عملیات
این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به حضور خود در عملیات والفجر مقدماتی گفت: پس از آموزشها، برای حضور در این عملیات آماده شدیم. عملیات در ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۱ آغاز شد، اما اهداف پیشبینیشده به طور کامل محقق نشد و پس از مدتی به محل خدمت و کلاس درس بازگشتم.
وی افزود: در سال ۱۳۶۲ نیز برای اعزام مجدد اقدام کردم و مدتی برای آموزش به شیراز رفتیم، اما شرایط بهگونهای شد که امکان حضور در جبهه فراهم نشد.
حیدرینسب ادامه داد: در فروردین سال ۱۳۶۳، همراه شهید میرحسینی راهی منطقه شدیم و در جزایر مجنون حضور پیدا کردیم. در همان روزها، یکی از گستردهترین حملات شیمیایی دشمن علیه رزمندگان انجام شد و بسیاری از نیروها از جمله بنده دچار عوارض ناشی از حملات شیمیایی شدند و برای مداوا به تهران منتقل شدیم.
وقتی مردم، پشتجبههها را خالی نکردند
وی با اشاره به نقش مردم در دوران دفاع مقدس گفت: بخش قابلتوجهی از پشتیبانی جبههها با کمکهای مردمی انجام میشد و مردم شهرها و روستاها هر آنچه در توان داشتند برای رزمندگان ارسال میکردند.
مردم؛ پشتیبان همیشگی رزمندگان در جبههها
حیدرینسب افزود: از سیستان و بلوچستان نیز کمکهای فراوانی به جبههها ارسال میشد. شهید مزاری از جمله افرادی بود که بارها همراه نیروهای جهاد و گروههای مردمی، اقلام و تجهیزات موردنیاز را جمعآوری و به مناطق عملیاتی منتقل میکرد.
کمکهای مردمی سیستان به جبهههای جنگ
وی بیان کرد: از زاهدان و دیگر مناطق استان، کمکهای غذایی، پوشاک، تجهیزات و امکانات مختلف برای رزمندگان ارسال میشد و در برخی مواقع گروههای مردمی برای چندین روز در منطقه حضور پیدا کرده و از یگانها با حلیم پزان پذیرایی میکردند.
این رزمنده دفاع مقدس تصریح کرد: اگر پشتیبانی مردم از جبههها وجود نداشت، بسیاری از امور با دشواری جدی مواجه میشد؛ مردم در دوران دفاع مقدس عملاً بخشی از بار جنگ را بر دوش داشتند.
خاطراتی از زندگی سخت اما سرشار از اخلاص رزمندگان
حیدرینسب با اشاره به شرایط دشوار زندگی در جبههها اظهار کرد: رزمندگان در شرایط بسیار سختی زندگی میکردند. در زمستان، سرمای شدید، کمبود امکانات و زندگی در چادرها بخشی از واقعیت روزمره جبهه بود.
وی افزود: گاهی برای گرم ماندن تنها دو پتو در اختیار داشتیم و امکانات استحمام نیز بسیار محدود بود، اما جوانان باوجود تمام این سختیها، باانگیزه و اخلاص در جبهه میماندند.
این رزمنده ادامه داد: بسیاری از نوجوانان و جوانان باوجود مخالفت خانوادهها راهی جبهه میشدند و حتی خانوادههایی داشتیم که برای بازگرداندن فرزندان خود تا منطقه عملیاتی میآمدند، اما آنها با اصرار و علاقه در جبهه میماندند.
حیدرینسب در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت حفاظت اطلاعات در دوران جنگ گفت: در کنار فعالیتهای دشمن و منافقین، گاهی نیز برخی غفلتها از سوی نیروهای خودی رخ میداد که میتوانست اطلاعاتی را در اختیار دشمن قرار دهد.
وی افزود: پیش از برخی عملیاتها، نیروها درباره اهداف و مسیرهای عملیات توجیه میشدند، اما گاهی برخی افراد بدون توجه به مسائل امنیتی، هنگام تماس با خانواده اطلاعاتی درباره منطقه یا نحوه عملیات مطرح میکردند.
این رزمنده دفاع مقدس تأکید کرد: این موارد الزاماً از روی عمد نبود، اما نشان میداد که رعایت اصول حفاظتی در جنگ تا چه اندازه اهمیت دارد.
حاج قاسم، میرحسینی را «مالکاشتر» میدانست
حیدرینسب با اشاره به خاطرات خود از شهید حاجقاسم میرحسینی گفت: شهید میرحسینی از جمله فرماندهانی بود که باوجود سن کم، توانمندی و شجاعت ویژهای داشت و در مدت کوتاهی مسئولیتهای مهمی را بر عهده گرفت.
وی افزود: در عملیات والفجر ۸، خاطرات زیادی از شجاعت و مدیریت شهید میرحسینی وجود دارد. در یکی از مقاطع، زمانی که بخشی از نیروها در برابر آتش دشمن زمینگیر شده بودند، وی با موتورسیکلت و در روشنایی روز خود را به منطقه رساند و با اقدامی شجاعانه شرایط را برای ادامه عملیات فراهم کرد.
این رزمنده بیان کرد: شهید حاجقاسم سلیمانی نیز شناخت عمیقی از تواناییهای شهید میرحسینی داشت و بارها از او بهعنوان فردی شبیه مالکاشتر یاد کرده بود.
وی ادامه داد: در یکی از عملیاتها نیز زمانی که بخشی از نیروها با مشکل مواجه شده بودند، شهید سلیمانی برای حل مشکل با شهید میرحسینی ارتباط گرفت و این موضوع نشاندهنده اعتماد فرماندهان به توانمندی و تجربه او بود.
شهید حسین عالی؛ رزمندهای که جان خود را سپر کرد
حیدرینسب با اشاره به شهادت شهید حسین عالی گفت: در جریان یکی از عملیاتها، نیروها برای عبور از موانع دشمن با سیمهای خاردار و آتش سنگین مواجه شدند و فرصت کافی برای ایجاد معبر وجود نداشت.
وی افزود: شهید حسین عالی برای عبور نیروها، خود را روی سیمهای خاردار انداخت تا رزمندگان بتوانند از روی پیکر او عبور کنند و به خط دشمن برسند و در همین مسیر به شهادت رسید.
این رزمنده دفاع مقدس خاطرنشان کرد: چنین صحنههایی نشان میدهد که رزمندگان در آن دوران چگونه برای حفظ جان و پیشروی همرزمان خود از جان خویش میگذشتند.
دفاع مقدس؛ عرصه حضور مردم و رزمندگان
وی با اشاره به تفاوت شرایط جنگ تحمیلی با جنگهای امروز گفت: در دفاع مقدس، بخش عمده درگیریها در عرصه زمینی و با حضور مستقیم رزمندگان انجام میشد و مردم نیز در کنار نیروهای نظامی و بسیجی نقش گستردهای در پشتیبانی از جبههها داشتند.
حیدرینسب افزود: جمعیت کشور در آن زمان حدود ۳۵ میلیون نفر بود و باوجوداین، تعداد زیادی از مردم در قالبهای مختلف در جنگ حضور پیدا کردند؛ برخی بهعنوان رزمنده و برخی در قالب پشتیبانی، امدادرسانی و تأمین نیازهای جبههها.
آنچه از دفاع مقدس برای امروز باقی مانده است
این رزمنده هشت سال دفاع مقدس با اشاره به شرایط جنگهای امروز اظهار کرد: شکل جنگها تغییر کرده است و دیگر مانند گذشته تنها نیروی پیاده در میدان حضور ندارد، بلکه فناوری، موشک، هواپیما و تجهیزات پیشرفته نقش مهمی در نبردها دارند.
وی ادامه داد: بااینحال، آنچه تغییر نکرده، نقش مردم و پایبندی آنان به اصول و ارزشهاست. همانگونه که مردم در دوران دفاع مقدس در صحنه بودند، امروز نیز در شرایط مختلف اجتماعی و دفاعی، حضور و پشتیبانی مردم میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
مردم؛ حلقه ماندگار مقاومت در دفاع مقدس
حیدرینسب تأکید کرد: رزمندگان دفاع مقدس بر اساس احساس تکلیف و تبعیت از رهبری انقلاب وارد میدان شدند و امروز نیز باید با شناخت شرایط زمان، وظیفه خود را بهدرستی بشناسیم و در هر عرصهای که نیاز است، مسئولانه حضور داشته باشیم.
ایستادگی با وحدت مردم و مسئولان
وی در پایان گفت: تجربه هشت سال دفاع مقدس نشان داد که هرگاه مردم و مسئولان در مسیر واحد و باروحیه ایثار، اخلاص و مسئولیتپذیری حرکت کنند، میتوان در برابر دشوارترین شرایط ایستادگی کرد و از ارزشها و استقلال کشور دفاع کرد.
انتهای خبر/
کد مطلب: 2346
آدرس مطلب: https://www.sedayebalooch.ir/news/2346/معلم-روستایی-کلاس-درس-خط-مقدم